۱۳۸۹ بهمن ۱۰, یکشنبه

از این آهنگه خوشم میاد گفتم با شما شریک بشم...


۳۶ نظر:

  1. باور می كنم نرگس عزيزم، همانقدر كه تو را، و نشانه ها را.

    بسيار لذت بردم از اين آهنگ زيبا، و اين نشانه ی خوشبو

    پاسخحذف
  2. ممنون نرگس جان. آهنگ دلنشینی بود.

    الهه

    پاسخحذف
  3. امروز آمده بودم اینجا خاطرات مرور می کردم...
    سلام نرگس جان
    سلام ام تی گرامی

    الهه

    پاسخحذف
  4. الهه ی خوب ، الهه ی نازنين ،

    در اين لحظه كه پاسخت را تايپ می كنم نمی دانم كه واژه هايم به دستت می رسد يا نه، چون اينجا هم امروز فيلتر شده است و با فيلتر شكن كامنت گذاشتن تقريبا برايم ممكن نيست، اما بگذار بشكنند، تا جايی كه می توانم می ايستم هر چند تمام دنيايم درد می كند. می بينی الهه ی خوب حتی دستهای مجازی ما را هم از رسيدن به هم باز می دارند.
    الهه ی دوستی و مهربانی، بالهايت را امشب با يك سلام به من بخشيدی، و من با تمام دلتنگيهايم به پرواز می انديشم.

    سلام، هم به تو، و هم به نرگس

    پاسخحذف
  5. درود و سلام ام تی نازنین، دوست نادیده و مهربانم؛
    من هم امروز متوجه شدم که اینجا فیلتر شده!! دود از کله ام بلند شد! باورم نمی شود! هرچه علامت تعجب بگذارم باز هم کم است!!! آخر اینجا را هم؟!؟!؟
    همینطور مات و مبهوت مانده ام!!!

    الهه

    پاسخحذف
  6. سلام بچه ها...من نبودم ها..تازه برگشته ام...خوفید؟
    نرگس

    پاسخحذف
  7. نرگس جان سلام،

    تمام ما همين لحظه ست
    نگو زوده ، نگو ديره

    اين روزها اين بند از ترانه ی جنتی عطايی رهايم نمی كند.

    چشمهايم را می بندم تا تو را كه لبخند می زنی ببينم. همين لحظه از زندگی، درست همين لحظه كه می نويسم، با شاخه گلی تقديم به تو.

    پاسخحذف
  8. ام تی...
    جشمهایم را بستم و تو را که به لبخند من نگاه میکنی دیدم؛همان لحظه از زندگی...هنوز هم دارم می بینم با شاخه گلی در دستم که تو داده ایش...
    دیر ...خیلی دیر فهمیدم که زندگی درست همین لحظه است؛همین لحظه...اما با همه تلخی این دیر یافتگی زندگی باز از اینکه به این درک رسیده ام ممنونم؛نمی گویم خوشحال...فقط ممنونم...
    این لحظه ،درست همین لحظه با تمام تازه بودنش اما،جان را می فرساید...
    نرگس

    پاسخحذف
  9. راستی از صبح تا حالا یادم نیست چقدر ،ولی دهها بار این صفحه را باز کرده ام تا پیغام تو را ببینم...الهه هم که مثل خودم حوصله خرج کردن کلمات را ندارد،به او حق می دهم و از خلوت و سکوتش خوشم میاد...همانطور که از سکوت تو و حضور گاه و بیگاه ات...
    نرگس

    پاسخحذف
  10. می گم ها...؟!
    نکنه فکر کردین من میگم کمتر بنویسید و از این حرفا؟نهههههههههههههههههههه بنویسید،چرا خبری ازتون نیست؟
    نرگس

    پاسخحذف
  11. نرگس خوب سلام،

    يكی بود، يكی نبود

    جايی خواندم كه اين رسم هميشه ی هستی ست، اين كه تو باشی و او نباشد، و يا اگر او هست تو نباشی. می بينی اين آغاز تمام قصه های كودكی ست، قصه های ديروز، قصه های امروز، و قصه های فردا

    نرگس جان، امروز درها و پنجره ها را باز كردم و زمستان را به خانه دعوت كردم ، خوشحال شد ، و دلتنگ بود از اين همه درها و پنجره های بسته...

    پاسخحذف
  12. سلام نرگس و ام تی عزیز

    عرض شود که این روزها خیلی باد می وزد... باد شدید. اینقدر که می ترسم باد ببرد مرا!

    پاسخحذف
  13. ...
    پشت اين پنجره يك نامعلوم
    نگران من و توست
    ای سراپايت سبز...
    باد ما را با خود خواهد برد
    باد ما را با خود خواهد برد.

    سلام الهه جان، سلام
    پيامت فروغ را به يادم آورد، و اين كه باد هميشه ابتدای ويرانی نيست. به گلی می انديشم كه باد برايش آغاز باروری ست، و تولد، و حيات

    پاسخحذف
  14. الهه جان ...؟...!...
    نرگس

    پاسخحذف
  15. ام تی جان
    من به این فکر میکنم که خود خود من خیلی هم به ویرانی نیاز دارم...،از اینکه در برزخ آبادی و ویرانی عمری را سر کرده ام ناخشنودم...میدونی یک امید کاذب در ما نمی ذاره که به اوج بحران و گسست از آنچه که نمی خواهیم برسیم،منظورم من از ویرانی هم چنین ویرانیی است ،ویرانی به معنای گسست ، و بنای جدید...
    نرگس

    پاسخحذف
  16. درست است نرگس خوب،

    من هم بسيار تجربه كرده ام اين فضا را، و شايد امروز هم به نوعی درگير همين ويران نكردن و رها نشدنم.

    پاسخحذف
  17. به آرامی شروع به مردن میکنی
    اگر سفر نکنی ،
    اگر کتابی نخوانی ،
    اگر به اصوات زندگی گوش ندهی ،
    اگر از خودت قدردانی نکنی
    به آرامی شروع به مردن میکنی!
    زمانی که خود باوری را در خودت بکشی ،
    وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند،
    به آرامی آغاز به مردن میکنی!
    اگر برده ی عادت خود شوی،
    اگر همیشه از یک راه تکراری بروی،
    اگر روز مرگی را تغییر ندهی،
    اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،
    یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی،
    تو به آرامی آغاز به مردن میکنی!
    اگر از شور و حرارت،
    ار احساسات سرکش،
    و از چیزهایی که چشمانت رابه درخشش وا میداردند
    و ضربان قلبت را تندتر میکنند
    دوری کنی،
    تو به آرامی شروع به مردن میکنی!
    اگر هنگامی که با شغلت ، یا عشقت شاد نیستی ، آن را عوض نکنی ،
    اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی ،
    اگر ورای رویاها نروی
    اگر به خودت اجازه ندهی
    که حداقل یک بار در تمام زندگی ات
    ورای مصلحت اندیشی بروی!...
    امروز زندگی را آغاز کن
    امروز مخاطره کن
    امروز کاری کن
    نگذار که به آرامی بمیری

    الهه

    پاسخحذف
  18. شعر از پابلو نرودا بود. یادم رفت اسمش را همانجا بنویسم.

    الهه

    پاسخحذف
  19. ام تی جان گاهی وقتها من باید ویران کنم ،تا بتوانم باشم(من ویران میکنم پس هستم)
    نرگس

    پاسخحذف
  20. الهه جان شعرت خیلی قشنگه،ایمیل مو گرفتی؟اون نامه هه هم چنین برداشتی داره از زندگی،چیزی که ما بهش مسخره نگاه می کنیم و خودمان را با عقل محافظه کارمان ستایش میکنیم،گاهی آدمی از حماقت خودش سورپریز میشه..
    نرگس

    پاسخحذف
  21. بسيار زيبا و دلگرم كننده بود، و به شدت اثرگذار. به آن نياز داشتم. مرسی الهه ی عزيز

    درست است نرگس جان، واقعا در مراحلی نياز به اين ويرانی ست.

    پاسخحذف
  22. سلام بر دوستان گرامی و همدل ام
    بله نرگس جان ایمیل ات را گرفتم برای همین هم این شعر را اینجا گذاشتم. چندی پیش دوست عزیزی این شعر را برایم خواند و مرا درگیرش کرد.
    ام تی عزیز خودم هم همانطور که برای نرگس گفتم چندی است که گرفتار این شعر شده ام!

    الهه

    پاسخحذف
  23. "این سه درگیر"!!! ها ها ها..
    نرگس

    پاسخحذف
  24. هاها.. جای مانا نیستانی خالی که کاریکاتورمون رو بکشه :))

    الهه

    پاسخحذف
  25. هاها آره واقعا..
    نرگس

    پاسخحذف
  26. سلام به نرگس
    سلام به الهه
    سلام به آب
    سلام به آيينه
    ...

    پاسخحذف
  27. نرگس جان،
    روزهای خوب و مناسبتهای آينده رو به تو تبريك می گم، در بهار پيش رو هر وقت پنجره ی خونه ی دلت رو باز می كنی به اولين عابری كه گذشت سلام كن.

    پاسخحذف
  28. سلام نرگس جان، سلام ام تی عزیز، سال نو مبارک

    الهه

    پاسخحذف
  29. سلام الهه جان سال نو تو هم مبارک.
    الان شانسی این صفحه باز دش ها.مدتها بود که بلاگ اسپات اینجا فیلتر شده بود.نرگس

    پاسخحذف
  30. الهه ی عزيز سال نو برای تو هم مبارك و پر از شادی باشه.

    سلام به تو، و به نرگس باغ گلها

    پاسخحذف
  31. خوبه... خوبه... به سلامتی پای فیلتراسیون به اونجا هم باز شد! روز به روز دارن پله های ترقیِ معکوس رو طی می کنند انگار!

    الهه

    پاسخحذف
  32. ام تی جان شکوفه ها رو امرزو دیدم ها،همونایی که گفتی بیان دم پنجره ام...
    مرسی که این سفارشو به اونا کردی
    نرگس

    پاسخحذف
  33. الهه جان اصلا نمی دونی اینا بعد از دور دوم انتخاب شدنشون چه تغییر جهت 180 درجه ای کردند،واقعا هم شروع کرده ان به پسرفت.امرو زاخبار میگفت میخوان بحص اعدام را دوباره زنده کنند،میدونی که اینجا خیلی وقت هست که مجازات اعدام را برداشته اند.اگر بدونی ...فکر میکنم میان از ایران درس می گیرن و میارن اینجا اعمال میکنن
    نرگس

    پاسخحذف
  34. نـــــه! واقعا به فکر اعدام راه انداختن هم افتادن!؟ یکی دو سال پیش هم تو بی بی سکینه یه فیلم دیدم توش یک خانمی صحبت می کرد که یک تاپ پوشیده بود می گفت اومدن بابت لباسم به من تذکر داده اند! و در تمام عمرم همچو چیزی اینجا بی سابقه بوده... هه هه! خلاصه با این سرعتی که ماشاللا دارند پیشرفت می کنن باید بشینن تا صبح دولتشان بدمد و اتحادیه اروپا با سلام و صلوات بپذیرتشان!

    الهه

    پاسخحذف
  35. به سلامتی مثل این که می خواهند به همچو جایگاه رفیعی صعود کنند! مبارکشان باشد ایشاللا!
    http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/03/31/2909

    الهه

    پاسخحذف
  36. آره الهه جان به نحوی بسیار سازماندهی شده دارن سنگرهایی که آتاتورک فتح کرده بود را یکی یکی پس میگیرن
    نرگس

    پاسخحذف

Merci